السيد موسى الشبيري الزنجاني

762

كتاب النكاح ( فارسى )

اين روايت در كافى و تهذيب و استبصار نقل شده است و صدوق در فقيه « 1 » فقط صدر اين روايت را تا عبارت « حضر من يعرفها » آورده است و بعد از آن مىفرمايد : « و لا يجوز عندهم ان يشهد الشهود على اقرارها دون ان تسفر و ينظرون اليها » ، و ظاهراً اين عبارت كلام صدوق است و نقل صدوق در كلام مرحوم آقاى خوئى ( ره ) به عنوان روايتى مستقل از روايت كافى آورده شده است . از نظر سند ، روايت صحيحه است و از اين روايت استفاده مىشود كه اگر در مقام اداء شهادت بر اقرار زن ، راهى براى شناسائى زن نباشد ، او بايد صورت خود را باز بگذارد و شهود با نگاه كردن به صورت زن شهادت بدهند . و معلوم مىشود كه اگر اثبات حقى متوقف بر نگاه به صورت زن باشد ، بر زن لازم است كه صورت خود را باز بگذارد و شهود هم بايد نگاه كرده ، شهادت بدهند . پس ، مقام اداء شهادت از حرمت نظر به نامحرم « مستثنى » است . ملحق كردن مقام تحمل شهادت نيز به اين بستگى دارد كه بگوئيم به حسب فهم عرفى ، خصوصيتى براى اداء شهادت نيست و به جهت مقدميت براى احقاق حق تجويز شده است ، بنابراين ، در مقام تحمل شهادت نيز نظر به صورت زن مستثنى است . 2 ) روايت دوم : صحيحهء صفّار تهذيب : « محمد بن الحسن الصفار قال : كتبت الى الفقيه عليه السلام فى رجل اراد ان يشهد على امرأة ليس لها بمحرم هل يجوز ان يشهد عليها و هى من وراء الستر و يسمع كلامها اذا شهد رجلان عدلان انها فلانة بنت فلان التى تشهدك و هذا كلامها ، او لا يجوز له الشهادة عليها حتى تبرز و يثبتها بعينها ؟ فوقّع عليه السلام : تنقّب و تظهر للشهود ان شاء الله « 2 » » .

--> ( 1 ) فقيه 3 / 67 . ( 2 ) در مبانى العروة مرحوم آقاى خوئى ره : « التى تشهد بهذا كلامه » آمده كه صحيح نمىباشد . تهذيب 6 / 255 ، استبصار 3 / 19 ، وسائل 27 / 401 .